اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها
 


          + نامه ای به شهدا !

بنام خدا
سلام دوستان عزیز
سالگرد ارتحال ملکوتی معمار بزرگ انقلاب ، مقتدای شهیدان ، حضرت امام خمینی (ره) و شهادت جانسوز ام ابیها ، بی بی دو عالم ، حضرت فاطمه زهرا (س) را خدمت همه شما تسلیت عرض می نمایم .
 وبلاگ دوم شلمچه راه اندازی شد . گاهی وقتها بنا به دلایلی مطالب را
اینجا می نویسم . از جمله دلایلی که باعث شد تا این وبلاگ را ایجاد کنم استمرار برخی پستها می باشد نمونه آن طرح نامه ای به شهداست که تصمیم دارم آن را ادامه دهم . پس مثل قبل منتظر همراهی شما و بهره مندی از نظرات ارزشمندتان هستم .


************************************************************ 


شهدا شرمنده ایم


بنام خدا
می خواستم چیزی غیر از این مطلبی که خواهید خواند را در این پست بنویسم ولی نمی دونم چی شد که ناخودآگاه نظرم عوض شد و این مطلب را نوشتم .
خیلی وقته با خودم کلنجار می روم که درد دلی با شهدا داشته باشیم و به قول وبلاگ نویسها موجی راه بیاندازم با این موضوع که اگر تصمیم داشتید نامه ای به یک شهید بنویسید ، چه می نوشتید و با او چه می گفتید .
خیلی حرفها می شه با شهدا زد . از امروز خودمون بهشون بگیم ، اگرچه اونها حاضر و ناظرند ولی ما با گفتنمون به نوعی به آنچه که بر سر این کشور اومده و بخشی هم از این نابسامانیها به ما برمی گرده ، اعتراف می کنیم و لااقل می تونیم خودمونو سبک کنیم و از اونها حلالیت بطلبیم . از این همه قصوری که ماها (منظورم برجاماندگان از قافله شهداست ) داشتیم و داریم . از کوتاهی هایی که نسبت به نسل جوان داشتیم و داریم . ابراز شرمندگی از اینکه نتونستیم رسالت اونها را به نسل جدید منتقل کنیم و بشناسونیم . خجالت بکشیم از اینکه نتونستیم حتی یک نفر از جوونهای دور و بر خودمونو با فرهنگ شهادت و ایثار شهیدان آشنا کنیم . آری شهدا ما خیلی شرمنده ایم از اینکه با هم قول و قرارهای زیادی گذاشته بودیم ولی ما نتونستیم بهشون عمل کنیم . نمی دونیم چطور اظهار شرمندگی کنیم از اینکه عموهای خوبی برای فرزندانتون نیودیم . از اینکه بازماندگان شما را به فراموشی سپردیم و غرق در روزمرگی شدیم . واقعاً نمی دونم تو نامه به یک شهید چطور اظهار شرمندگی بکنیم تا حق مطلب ادا بشه !؟ حرف زیاده و فرصت اندک ، از این مجالی که فراهم شده استفاده می کنم و از همه دوستانی که علاقمند به نوشتن نامه به شهید هستند دعوت می کنم دست به قلم شوند. منتظر خبر نگارش نامه از جانب شما دوست عزیز هستم .

از همه شما خوبان التماس دعا دارم .
دعا کنید شرمنده شهدا نشویم .

(ضمناً لینک نامه ای نوشته شده را می توانید در پایین ببینید)

اولین نامه توسط خواهر فاطمه ایمانی مدیره محترمه وبلاگ پیاده تا عرش

دومین نامه توسط خواهر زهرا سادات مدیره محترمه وبلاگ پوتین خاکی

سومین نامه توسط برادر علیرضا ژیانپور مدیر محنرم وبلاگ فرشتگان رنجور

چهارمین نامه توسط مدیره محترمه وبلاگ یک قدم تا پشت خاکریز

نامه پنجم توسط منتظر مدیره محترمه وبلاگ حجاب غیبت

ششمین نامه توسط برادر امیرحسین طلایی مدیر محترم وبلاگ گنبد افلاک

نامه هفتم توسط خواهر محبوبه داودی مدیره محترمه وبلاگ اولی الابصار

هشتمین نامه (قسمت اول ) توسط خواهر بزرگوارم سادات علوی

مدیره محترمه وبلاگ وزین سجاده ای پر از یاس

نامه بعدی توسط خواهر مینا مدیره محترمه وبلاگ پنجره

این هم نامه دهم توسط خواهر نیکا فکور مدیره محترمه وبلاگ تک ستاره

نامه برادر احمد اکرمی مدیر وبلاگ مبادا روی لاله ها پا گذاریم

نامه دوازدهم توسط برادر علی یکتا مدیر محترم وبلاگ دنیای جوانی

این هم نامه ای متفاوت از برادر محمدصادق مدیر محترم وبلاگ آسمان سرخ 

نامه بعدی درد نامه برادر بزرگوارم محمدعلی مدیر محترم وبلاگ وزین ایران اسلام

این نامه هم توسط خواهر خادم الزهرا مدیره محترمه وبلاگ تمام آرزویم این است که خاک کوی تو باشم

و نامه بعدی توسط خواهر منتظر نور313 مدیره محترمه وبلاگ گل نرگس ... مهدی فاطمه (س)

موجی مقدس ، نوشته ای متفاوت از برادر بزرگوارم حاج آقا خانگل زاده

مدیر محترم وبلاگ وزین شیعه مذهب برتر

این هم نامه وب سایت مسیحا برای شهدا توسط برادر امیرحسین فاطمی

نامه برادر یاسر علیدادی مدیر محترم وبلاگ عشق اشک خون برای دایی شهیدش

دل نوشته کنیز حضرت زهرا(س) مدیره محترمه وبلاگ حاج عبدالرضا هلالی

نامه ای زیبا از خانم ناظم ، مدیره محترمه وبلاگ نوشته های یک ناظم به شهید جهان آرا

نامه ی دیگری به شهید از وبلاگ مبادا روی لاله ها پا گذاریم

نامه ای زیبا از برادر غلامعلی نسائـی مدیر محترم وب سایت آخرین دوران رنج

این هم دومین نامه منتظر مدیره محترمه وبلاگ حجاب غیبت



یک بجامانده (وبلاگ شلمچه ) ::: جمعه 6 اردیبهشت 1387::: ساعت 11:0 عصر

نظرات دیگران ( نظر )

بنام خدا
سلام دوستان عزیز
امیدوارم حال همه شما خوب باشه ، همانطوری که در پست قبلی قول داده بودم این پست را اختصاص دادم به زندگینامه شهید حاج حسین بصیر جانشین لشکر پیروز 25 کربلا که با داشتن سن بالا بسان شیری دلاور با خصم زبون نبرد کرد و سرانجام به خواسته خویش که شهادت بود رسید . ضمن گرامیداشت یاد و خاطره این شهید عزیز ، صلوات می فرستیم بر ارواح پاک و مطهر همه شهدای اسلام از صدر تا شهدای کربلای ایران . ضمناً فردا یعنی سی ام فروردین مصادف است با سالروز عملیات کربلای 10 در سال 1366 در غرب کشور که طی این عملیات مناطق زیادی بدست رزمندگان اسلام آزاد شد .

 




زندگینامه شهید حاج حسین بصیر
در سال 1322 در ایام سوگواری سالار شهیدان در شهر« فریدونکنار»« دیده به جهان گشود. از همان اوان کودکی علاقه خاصی به مسایل مذهبی داشت و طی سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مشاغل گوناگونی را تجربه کرد . در همین سالها همگام با روحانیت به رهبری حضرت امام (ره) به پا خواست و در رسوایی جنایتهای رژیم منفور پهلوی نقش ارزنده ای ایفا نمود . پس از پیروزی انقلاب در جهت استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی و پاسداری از دستاوردهای این نهضت خونین اهتمام ورزید . مدتی در کنار مجاهدین افغانی علیه رژیم اشغالگر شوروی (سابق)برای دفاع از مکتب توحیدی اسلام به مبارزه پرداخت . با آغاز جنگ تحمیلی به همراه اولین گروه از بسیجیان عازم جبهه های نبرد شد و در مشاغل گوناگون با متجاوزین عراقی به جنگ پرداخت و در این راه بارها مجروح شد اما هیچ خللی در عزم راسخ او در جهت استقرار حاکمیت ایران اسلامی به وجود نیامد . حتی شهادت برادر عزیزش نتوانست سلاحش را از وجود او جدا سازد و همگام با دیگر عزیزان رزمنده به دفاع از ارزشها پرداخت .
او که در روزهای نخست جنگ به عنوان یک پاسدار ساده وارد جبهه شده بود ،بعد ها به سمت قائم مقام فرماندهی لشگر 25 کربلا ،یکی از لشگرهای شاخص سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رسید وتا هنگام شهادت افتخارات بی شماری در پرونده خود ثبت کرد.
مسئولیت های شهید در مدت حضوردر جبهه که نشان از رشادتهای اودارد به شرح زیر است:
1- جانشین گروهان در لشگر 25 کربلا
2- فرمانده گروهان درلشگر25کربلا
3- فرمانده گردان درلشگر25کربلا
4- فرمانده محور جبهه ذوالفقاری آبادان تا جبهه ماهشهر
5- فرمانده گردان یا رسول(ص) در عملیات طریق القدس ، فتح بستان ، رمضان ، محرم ، خیبر ، بدر،والفجر 4و6و7و8، کربلای 1و2و3و5و8و9 درهمین لشگر.
6- فرمانده تیپ یکم در لشگر25کربلا
7- قائم مقام فرمانده لشکر 25کربلا در عملیات کربلای10 .
اردیبهشت ماه وعملیات کربلای 10 در سال 1366 موعدوصل این سردار ملی به محبوبش بود که در« ماووت»و درخاک عراق به ملکوت اعلا پیوست .
درخشش و اوج ایثار شهید آنچنان بالا و والاست که وقتی پرونده رزم او را می گشاییم ،باجانفشانی هاو ایثار و رشادت بی حدواندازه او روبه رومی شویم. مردانگی جزء لاینفک زندگی اوست و با شرف و عزت به شهادت رسید به آسمانها پرکشید . اینان سرخیل کاروان بیعتند . بیعت با امام عصر(عج)و بیعت با نائبش امام خمینی (ره)
لینک های مرتبط :


آثار باقیمانده از شهید
منبع : سایت ساجد



یک بجامانده (وبلاگ شلمچه ) ::: پنجشنبه 29 فروردین 1387::: ساعت 11:0 عصر

نظرات دیگران ( نظر )

سردار رشید سپاه اسلام شهید حاج حسین بصیر

حاج حسین بصیر جانشین فرماندهی لشکر 25 کربلا خیلی ناراحت بوده که چرا شهید نمی شود ! خیلی هم برای شهید شدنش دعا می کرد . روزی در دعای آخر مراسم می گوید : خدایا به همه رزمندگان و به من طول عمر عنایت فرما ! وقتی یکی از همرزمانش با تعجب از او سؤال می کند ، می گوید : مدتی قبل در عالم رویا سراغ امام حسین (ع) را گرفتم ، وقتی نزدیک خیمه حضرت شدم سؤالم را به محافظ خیمه آقا دادم که آیا شهید می شوم یا نه ؟ و او جواب آقا را آورد که بله ، شما شهید می شوید . حالا که مطمئنم ، دوست دارم بیشتر بمانم و خدمت کنم .


پ . ن :

- شهید حاج حسین بصیر ، پیر و مرشد رزمندگان لشکر 25 کربلا بود .

- انشاءالله در سالگرد شهادت شهید که خیلی هم دور نیست ،مطالب

بیشتری از شهید تقدیم خواهد شد .






یک بجامانده (وبلاگ شلمچه ) ::: جمعه 23 فروردین 1387::: ساعت 11:22 عصر

نظرات دیگران ( نظر )

          + ویژه نامه شهدا

بنام خدا
دوستان عزیز سلام
ایامی که پیش رو داریم مصادف است با دو واقعه بزرگ بعد از جنگ ، دو واقعه در دو بعد نظامی و فرهنگی ، شهادت سید شهیدان اهل قلم ، سید مرتضی آوینی در بیستم فروردین ماه سال 1372 در منطقه عملیاتی فکه و دیگری ، شهادت فاتح فتح المبین و بیت المقدس ، سرلشگر شهید ، علی صیاد شیرازی بدست منافقین کوردل در بیست و یکم فروردین ماه سال 1378
از این دو شهید بزرگوار حرف و گفتنی زیاده و نوشتن از آنان نه در توان قلم این حقیر می باشد و نه این فضا اجازه اینکار را می دهد . برای خالی نبودن عریضه و پاسداشت ایثار و فداکاری این دو شهید بزرگوار لینکهایی را از زندگینامه و موارد دیگر مرتبط با آنان برای شما در نظر گرفتم که امیدوارم استفاده لازم را ببرید .

در خاتمه از همه کسانی که این مطالب را مطالعه می کنند تقاضا می شود برای شادی روح ملکوتی حضرت امام (ره) و ارواح مطهر شهدای عزیز و این دو عزیز فاتحه ای قرائت فرمایند .
التماس دعا



ویژه نامه سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زندگینامه











ویژه نامه سرلشگر شهید ، علی صیاد شیرازی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ














نگارخانه (تصاویر شهید )

منابع : سایت شهید آوینی و سایت ساجد



یک بجامانده (وبلاگ شلمچه ) ::: جمعه 16 فروردین 1387::: ساعت 8:29 عصر

نظرات دیگران ( نظر )

          + اصحاب قتلگاه



یاد شهدا بخیر


یکی دو روزی می شد که شهیدی پیدا نکرده بودیم ؛ یعنی راستش شهدا ما را پیدا نکرده بودند . گرفته و خسته بودیم . گرما هم بدجوری اذیتمان می کرد . همراه یکی از بچه ها داشتیم از کنار گودال قتلگاه اصحاب فکه که زمانی در زمستان 61 عملیات والفجر مقدماتی آنجا رخ داده بود ، رد می شدیم ناگهان نیرویی ناخواسته مرا به سوی خود می خواند . ایستادم ، نظرم به پشت بوته ای بزرگ جلب شد ، همراهم تعجب کرد که کجا می روم . فقط گفتم : بیا تا بگویم . دست خودم نبود ، انگار مرا می بردند . پاهایم جلوتر می رفتند ، به پشت بوته که رسیدیم ، جا خوردم . صحنه تکان دهنده و عجیبی بود . همین بود که مرا به سوی خود خوانده بود . آرام بر زمین نشستم و ناخواسته زبانم به «سبحان الله» چرخید همراهم که متوجه حالم شد ، سریع آمد ، او هم در جا میخکوب شد .
شخصی که لباس بسیجی بر تن داشت به کپه خاک کنار بوته تکیه داده و پاهایش را دراز کرده بود . یکی دیگر هم سرش را روی ران پای او گذاشته بود و خوابیده بود . پانزده سال بود که خوابیده بودند . آدم یاد اصحاب کهف می افتاد ، ولی اینها «رمل» بودند . اصحاب فکه ، اصحاب قتلگاه ، اصحاب والفجر و اصحاب روح الله
.
بدن دومی که سرش را روی پای دوستش گذاشته بود تا کمر زیر خاک بود . باد و طوفان ، ماسه ها و رملها را آورده بود رویش . بدن هر دویشان کاملاً اسکلت شده بود . آرام در کنار یکدیگر خفته بودند . ظاهر امر نشان می داد مجروح بودند و در کنار تپه خاکی پناه گرفته بودند و همانطور به شهادت رسیده بودند . آرام و با احترام با ذکر صلوات پیکر مطهرشان را جمع کردیم و پلاکهایشان
را هم کنارشان قرار دادیم .
خ
اطره از جستجوگر نور حاج رحیم صارمی





یک بجامانده (وبلاگ شلمچه ) ::: دوشنبه 12 فروردین 1387::: ساعت 9:19 عصر

نظرات دیگران ( نظر )